داستان عاشقانه - جملات عاشقانه - عکس های عاشقانه - اس ام اس عاشقانه - رمان عاشقانه
http://dl.niceandroid.ir/niceandroid%20file/Baner/eric%20shop%202.jpg
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1391ساعت 9:28  توسط MILAD | 
من ... و ١٧ سالمه! من ادمى بودم كه به هيچكس تا همين 
 
 
شش ماه پيش دل نبستم! 
 
 
به طور اتفاقى يكى از اشناهاى دوستمو كه اسمش امير بودو 
 
 
ميشناختم! بعضى وقتا ميديدمش اما اصلا ازش خوشم 
 
 
نميومد! تا اينكه بعد چندوقت توى نت پيداش كردم! و كاش 
 
 
هيچوقت جوابشو توى چت نميدادم! كم كم خيلى باهم جور 
 
 
شديم! اوايل مثل دادشم بود حتى داداش صداش ميكردم! اما 
 
 
بعد گفت كه دوست نداره منم ديگه بهش نگفتم! اونقد باهم 
 
 
راحت بوديم كه همه چيزو به من ميگفت و منم در همه 
 
 
صورت باهاش بودم! تا اينكه يه روز گفت دوست دختر 
 
 
گرفتم بالاخره(يه مدت بود با كسى نبود) ! من اول خيلى 
 
 
عادى گفتم ااا چه خوب اما بعد... بعد چند وقت احساس 
 
كردم 
 
نه نميتونم با اين احساس كه نميدونم چيه كنار بيام! 
 
 
يه روز رفتيم بيرونو به طور كاملا ناگهانى بوسش كردم و 
 
 
اونم همراهى كرد! بعد از اون روز من ديگه مثل قبل نبودم!! 
 
 
با خيليا بودم اما اون احساس....
بقیه در ادامه مطلب

برچسب‌ها: داستان عاشقانه, داستان عاشقانه واقعی, داستان عاشقانه و زیبا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 20:7  توسط MILAD | 
شب عروسیه، آخره شبه،خیلی سر و صدا هست
میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه
هر چی منتظر شدن برنگشته،در را هم قفل کرده
داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه میشه مامان بابای دختره پشت در داد میزنند:مریم،دخترم،در را باز کن
مریم جان سالمی؟آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده
در رو میشکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا
کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده
ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند
به این صحنه نگاه می کنند.کنار دست مریم یه کاغذ هست
یه کاغذی که با خون یکی شده.بابای مریم میره جلو
هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه
با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره،بازش میکنه و میخونه:
سلام عزیزم. دارم برات نامه مینویسم
آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه
کاش منو تو لباس عروسی میدیدی
مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟!علی جان دارم میرم
دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم
میبینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم
دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم
ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم.دارم میرم
 چون قسم خوردم،تو هم خوردی، یادته؟!
گفتم یا تو یا مرگ،تو هم گفتی،یادته؟! علی تو اینجا نیستی
من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی
چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی میدیدی مریمت چطوری
داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ میکنه
کاش بودی و میدیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند
علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت
حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره میلرزه
همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره
روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد،یادته؟!
روزی که دلامون لرزید،یادته؟!روزای خوب عاشقیمون،یادته؟!
نقشه های آیندمون،یادته؟! علی من یادمه
یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم
پا روی قلب هردومون گذاشتند.یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد
بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش
یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت
که دیگه حق نداری اسمشو بیاری
یادته اون روز چقدر گریه کردم،تو اشکامو پاک کردی
و گفتی گریه میکنی چشمات قشنگتر میشه!
میگفتی که من بخندم.علی حالا بیا ببین چشمام
به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم
هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب
که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو
تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد
چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود
که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من
تو نگاه تو بود نه تو دستات.دارم به قولم عمل میکنم
هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ
پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم
نمیتونم ببینم بجای دستای گرم تو
دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه
همین جا تمومش میکنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمیخوام
وای علی کاش بودی میدیدی رنگ قرمز خون
با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان!
عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده
میخوام ببینمت.دستم میلرزه.طرح چشمات پیشه رومه
دستمو بگیر. منم باهات میام….
پدر مریم نامه تو دستشه،کمرش شکست
بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه میکنه
سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش
بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهارچوب در یه قامت آشنا میبینه آره پدر علی بود،اونم یه نامه تو دستشه،چشماش قرمزه
صورتش با اشک یکی شده بود.نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد
نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند
و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود
پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم
اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود
حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده
حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد
دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت!
مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی
که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…

برچسب‌ها: داستان عاشقانه, داستان عاشقانه واقعی, داستان عاشقانه و زیبا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 20:5  توسط MILAD | 

 

من پریا23ساله وعشقم فرهاد27 سال.

 

 

 

سال 88داشگاهی که دوست داشتم تورشته

موردعلاقم قبول شدم 

 

 

 

.دانشگاه طباطبایی روانشناسی بالینی.

 

 

 

 

 

تااون روزسرم تودرس وکتاب بودوالبته تودوران دبیرستانم یه تصادف 

 

 

 

 

کردم که باعث شدچندتا جراحی داشته باشم وهمین باعث شده بودکه به 

 

 

 

هیچ جنس مخالفی فکرنکنم،وارد دانشگاه شدم ترم ...

بقیه در ادامه مطلب ...


برچسب‌ها: داستان عاشقانه, داستان عاشقانه واقعی, داستان عاشقانه و زیبا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 20:1  توسط MILAD | 

نزدیکت می شوم بوی دریا می آید
دور که می شوم صدای باران
بگو تکلیفم با چشمهایم چیست ؟
لنگر بیندازم و عاشقی کنم ، یا چتر بردارم و دلبری کنم ؟

منبع : لیدیز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آذر 1393ساعت 10:14  توسط MILAD | 

طرف به مهمونی دعوت میشه.
روی کارت نوشته بودن "فقــط کـــراوات مشـــکی"
وقتی به مهمونی میرسه تعجب میکنه
و در کمال ناباوری میبینه

بقیه پیـرهـــن و شـــلوار هم پوشیدن........... :|

منبع : خنده بازار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آذر 1393ساعت 10:12  توسط MILAD | 
"خیلی یواشکی هایمان عوض شده است

دروغ چرا؟ بعضی ها جوان که بودند یواشکی یک کارهایی می کردند!
یواشکی ساکشان را می بستند و بدون این که پدر و مادر بفهمند با خودشان بیرون می بردند و به بهانۀ مدرسه، جیم می زدند و می رفتند جبهه.
قبلش یواشکی دست برده بودند توی شناسنامه و سن شان را تغییر داده بودند.
بعضی ها یواشکی دار و ندارشان را می دادند به فقرا یا کمک می کردند به جبهه.
شب ها یواشکی از چادر یا اتاق یا سنگر می زدند بیرون و نماز شب می خواندند.
یواشکی های شان هم عالمی داشت.
*
شهدا! شماکه صدایتان به خدا میرسد! به او بگویید خلوت های ما را نگاه نکند...
"خیلی یواشکی هایمان عوض شده است

منبع : عشق ایرانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آذر 1393ساعت 10:11  توسط MILAD | 

امام على علیه السّلام فرمودند:
【 اَهْنَى الْعَیْشِ اطِّراحُ الْكُلَفِ؛ 】
گواراترین زندگى، رها كردن تكلّف ها (تجمّلات) است.

┘◄ غرالحکم، ح 2964.

منبع : ویژه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آذر 1393ساعت 10:6  توسط MILAD | 
پُولدار که باشی...
بَرف بَهانه ای میشَوَد بَرایِ
لِباس نُو خَریدَن،
با دوستان به اِسکی رَفتَن،
تَفریح کَردن و از زِندِگی لِذّت بُردَن...
اما خُدا نَکُنَد فَقیر باشی و بَرف ببارَد...
از بیکار شُدَنِ پِدَرِ کارِگرَت بِگیر ،
تا غَمِ پاره بُودَن کَفشهایَت،
و چِکّه کَردَنِ سَقفِ خانه اَت...
ﭼﺮﺍ ﺑﺎﻳَﺪ ﭘُﻮﻝ ﺗَﻌﻴﻴﻦ ﻛُﻨَﺪ ،
بَرف ﻧِﻌﻤَﺖ ﺍَﺳﺖ ﻳﺎ ﻋَﺬﺍﺏ...!؟.....

منبع : قطره ای آرامش


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 19:1  توسط MILAD | 
مادرش آلزایمر داشت
بهش گفت مادر یه بیماری داری . باید بخاطر همین ببریمت آسایشگاه سالمندان
مادر گفت چه بیماری ؟
گفت آلزایمر
گفت یعنی همچیو فراموش میکنی
مادر گفت مثل اینکه خودتم همین بیماری رو داری
گفت : چطور ؟
مادر گفت انگار یادت رفته با چه زحمتی بزرگت کردم ...
چقدر سختی کشیدم تا بزرگ بشی ...
کمر خم کردم تا قد راست کنی ...
پسر رفت تو ی فکر ...
برگشت به مادرش گفت : مادر منو ببخش
گفت : براچی ؟
گفت : به خاطر کاری که میخواستم بکنم
مادر گفت :
من که چیزی یادم نمیاد ....

سلامــتــی هــمــهــ مــادرا

منبع : احــساس


برچسب‌ها: داستان کوتاه آشقانه, داستان عاشقانه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 18:59  توسط MILAD | 

شیخ بهایی:
آبادی بت خانه ز ویرانی ماست
جمعیت کفر از پریشانی ماست
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 18:56  توسط MILAD | 
در کشور دانمارک با قطار سفر میکردم..
بچه ای بسیار شلوغ میکرد..
خواستم او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید..
آن بچه قبول کرد و آرام شد..
قطار به مقصد رسید و من هم خیلی عادی از قطار پیاده شده و راهم را کشیدم و رفتم...
ناگهان پلیس مرا خواند و

بقیه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 18:54  توسط MILAD | 
دیشب روی یه کاغذ نوشتم: پشه ی عزیز...
فصل سرما شده، تو چرا نمیمیری؟
چرا این قرص ِ آبی توی دستگاه روت اثر نداره؟
چرا اینقدر چندش میباشی؟
امضاش کردم گذاشتم رو میز تحریر ...
صُب پا شدم دیدم با یه خط ریز و قرمزی از خون خودم برام نوشته که:
گنده بک ِ عزیز،
دستگاه رو بزن تو پیریز برق بجای تلفن !!
بعد زرررر بزن ...
اینقدرم تو خواب نـ...چـ...س حالم بهم خورد ...!

منبع :|تــــنــــــهــــا|هر چی بخوای هست|

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 20:20  توسط MILAD | 

خیلی سخته....

دلتنگش باشی ...

خیلی اتفاقی تو خیابون ببییش .....

از کنارش رد شی ولی نتونی نگاش کنی....

منبع : متن ها وعکس های عاشقانه


برچسب‌ها: جمله های عاشقانه, جمله عاشقانه, جمله لاو, جملات زیبا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 11:14  توسط MILAD | 

این دفعــــ ــه به سلآمتی اونآیی که حسشون ناب بود

 

امآ متاسفانه طرفشون گآو بــــ ــود!!خخخخخ

منبع : متن ها وعکس های عاشقانه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 11:13  توسط MILAD | 

✘.. می دانــــی چقــــدر ســـخت اســـت

 

كه مـــن باغـــم قلـــم بـــردارم


با بغــــض واژه هـــــــایم را انتخــاب كــنــم



وبا اشــكـــ آن هارا بنــویســـم

 


وتـــو با خنـــده آن هـــارا بخوانـــی؟


می دانــــی ✘..؟؟؟

منبع : متن ها وعکس های عاشقانه


برچسب‌ها: جمله عاشقانه, جمله های زیبا, جمله های عاشقانه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 11:12  توسط MILAD | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام به همه دوستای گلم
امیدوارم از وبم خوشتون بیاد راستی اگر دوست داشتید میتونیم تبادل لینک کنیم

پیوندهای روزانه
بازی خفن اندروید
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1393
آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
مهر 1391
آرشیو موضوعی
داستان عاشقانه
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس عاشقانه
عکس عاشقانه
رمان عاشقانه
شعر های عاشقانه
جمله های عاشقانه
برچسب‌ها
جمله های عاشقانه (158)
جمله عاشقانه (157)
داستان عاشقانه (101)
شعر عاشقانه (63)
عاشقانه (54)
شعر (39)
جملات عاشقانه (39)
داستان کوتاه عاشقانه (37)
داستان عاشقانه کوتاه (37)
داستان لاو (25)
جمله لاو (24)
شعر های عاشقانه (23)
داستان عاشقانه غمگین (21)
رمان زیبا (20)
رمان عاشقانه (20)
پیوندها
نایس اندروید
شب نشینی دلم
ان چنان بیتابم
دنیای من
کلبه آرامش
شکوفه ی انار
چه زیبا
مرگ عشق
باران قلب های عاشق
لبخند سیب
دیـــــوونــــــگــــیــــ امــ
با هم
تنهایی
چلسی بهترین تیم دنیا
هاله دختر ایرونی
به تو میاندیشم
دروغ چرا؟
عاشقانه
The Best Love
شکمو
عاشقان فرهاد مجیدی
با هم
بزرگترین پایگاه تفریح و سرگرمی
من و نفسم مهدی
مرد عرصه روشنفکری
دروغ چرا؟
دختر دل شکسته
عاشقانه دوستت دارم
دل نوشته ....
امير حسين بيرام زاده
♥♥تــنــهــــــــ♥ــــــــــایـــــــی♥♥
کلبه عاشقانه من و تو
روياااااي من اينجاست
طرفدار حامد بهداد
wet love
تلخي حقيقت
شیش وهشت
جملات عاشقانه
♥تَــــنهاییِ دُختَـــرِ مَـــغرور
اخبار ورزشی
residentevil
نوشته ای برای تو
devil girl
google
msn
yahoo
bing
ask
alexa
love me
پسر کوچولو
alone_boy
پاتوق برتر
کلـــــــــبه ی عشــــــــــــق
شبا کجایی؟
عکس های عاشقانه
عشق رقص زندگی
بـــــــــاهم نخندیم بهــــــم بخندیم
تموم حرفام....
یه توک پا اینجا
تازه های تازه
دنیای شیرین من
داستان عاشقانه
منو عشقم
استقلال قهرمان
دلنوشته های دختر دبیرستانی
ღஜ♥♥ کافه شکلاتی ♥♥ ღஜ
وب دختر شکلاتی
دانلود اهنگ جدید
عاشقانه
خنده بازار
پسرای آبی
زاخار بازی
تنهای اردیبهشت
وبلاگ هواداران پرسپولیس
جک و لطیفه و اس ام اس
ژانتی (LOVELY)
آرزوی پرواز
شےطۅنےام
دهکده
جک و اس ام اس همراه با عکس
عاشقانه
اس ام اس☺
شیک شوک
(◕‿◕)جينگـــولـز (◕‿◕)
∴♥ شات های عاشقانه ♥∴
¸.•**•♥•°زندگی اجباریست °•♥•**•.¸
♥ فن فیکشن های وان دایرکشن♥
دانلودمعرفت
میلاد مراغی
فوتبال یعنی زندگی
تیبا الیاسی
عکس و پست های فیسبوکی
تاریخ باستان
عکس های خفن
فقط1 ♥ به افتخارهمیشه1 بودنتــــــــ
♥دلتنگی هــ♥ای ی پسر♥
☆☆طنز نوشته هاي فيسبوكي ☆☆
نورکده
تقدیم به عشقم
تـــــــــــــرنــــــــــم بـــــــاران
نرجس بهشتی
پاتوق طرفداران مهدی احمدوند
LG
نیکس مارکت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM